counter create hit
مطالب مرتبط:

پاینده: ضبط کردن صدای مکالمه غیر اخلاقی است/ آجورلو قولی برای حضور در برنامه موج فوتبال نداده بود

مدیر رسانه ای باشگاه تراکتورسازی با ارائه توضیحاتی پیرامون عدم حضور مدیرعامل این باشگاه در برنامه موج گفت:بر خلاف ادعای غیرواقعی مطرح شده در این برنامه آقای آجورلو هیچ قولی برای حضور در برنامه شب گذشته موج فوتبال نداده بودند. ...

برنامه ویژه برای هواداران فوتبال در شهر بازی ایران - اسپانیا

برنامه ویژه برای هواداران فوتبال در شهر بازی ایران - اسپانیا

یک مقام دولتی شهر کازان از برنامه های مفرح گسترده برای هواداران فوتبال در طول جام جهانی 2018 خبر داد.

چرا بازیگران از پذیرفتن نقش در شهرستان ها فراری هستند؟

بازیگر شاخه گلی برای عروس گفت: فیلم هایی متناسب با مناظر شمال، مناظر کوهستانی پیشنهاد می شود و جهت تولید نیازمند حضور در آن مناطق است بنابراین این که عده ای صرفا آثار را محدود به تهران کنند و آن هم در قالب یک آپارتمان بی معنی است. ...

حسینی مکارم: رویکرد شهرداری برنامه های نجفی است

سرپرست شهرداری تهران از ادامه رویکرد نجفی در برنامه های شهرداری خبر داد.

شگرد سازمان های جاسوسی برای کسب اطلاعات از هدف چیست؟

انجام عملیات روانی درباره پشت پرده ها یا پیش بینی ها در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در رسانه های ارتباط جمعی اعم از روزنامه ها، شبکه های ماهواره ای، سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی، در سالیان اخیر  به مهم ترین اقدامات و عرصه فعالیت آشکار و پنهان سازمان های ...

ترکیب اصلی ” استقلال ” دگرگون می شود ؛ با زوج جدید ” استقلالی ها ” آشنا شوید !

پژمان منتظری و جبارف باز هم توانستند در بازی استقلال هماهنگی ویژه ای از خود نشان بدهند و زمینه ساز گل آبی ها شوند. استقلال شفر که برنامه ریزی ویژه ای روی ارسال از کناره ها و استفاده از حفره تیر دوم باکس دفاعی حریف دارد حالا یک زوج جدید برای اجرای این برنامه به د ...

ضرورت تدوین برنامه ۵ ساله اصلاحات اقتصادی

وزیر اسبق صنعت گفت: وقتی قیمت ارز به خاطر وجود فرآیندهای تباهنده در بدنه اقتصاد افزایش می باید، هیچ رئیسی در بانک مرکزی و هیچ دولتی چه اصولگرا و چه اصلاح طلب قادر به کنترل بازار نیست. ...

طنز؛ کنکورت را هضم و دفع کن

میثم ابراهیم نژاد بازرگانی در ستون طنز روزنامه جهان صنعت نوشت: همین الان که دارم این متن را می نویسم، تنها چیزی که باعث شده دست به قلم شوم، صدای نخراشیده روی مخی است که دارد از داخل تلویزیون داد می زند که: «کنکوری ها! برای شما یه برنامه درجه یک داریم. اگر ب ...

گفت وگویی منتشرنشده با زنده یاد «بهرام زند»

در سریال «جنگجویان کوهستان» فقط یک خلاصه داستان هفت صفحه ای داشتیم و باید خودمان دیالوگ می نوشتیم! تمام توانم را برای دوبله کارتون «بچه های مدرسه والت» صرف کردم تفاوت دوبله امروز و آن روزها از زمین تا آسمان است ...

چرا «نوید محمدزاده» داوری جشنواره را نپذیرفت؟ + عکس

در نشست خبری رضا میرکریمی (دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر) نوید محمدزاده همراه با ویرا لانگروفا (مدرس سینما) از جمهوری چک، بَرمک اکرم (کارگردان) از افغانستان بعنوان داور بخش فیلم های اول اعلام شد. بعد از ساعاتی از انتشار این خبر نوید محمدزاده در صفحه اینستاگرام ...

نتفلیکس به جشنواره کن نمی‌رود/ تغییر مقررات مطلوب نیست

پس از جنجال زیادی که با تغییر مقررات جشنواره فیلم کن ایجاد شد و نتفلیکس را از حضور در بخش رقابتی بازداشت، این کمپانی اعلام کرده محصولاتش را به جشنواره کن نمیâفرستد. ...

اعلام اسامی فیلم های «سینمای سعادت» جشنواره جهانی فیلم فجر

اسامی فیلم های ایرانی و خارجی پذیرفته شده در بخش «سینمای سعادت» سی وششمین جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام شد. 

فروش GTA V از بهترین فیلم های سینمایی نیز بیشتر بوده است

بر اساس صحبت های یکی از تحلیل گران صنعت فیلم و بازیسازی، GTA V توانسته از تمامی فیلم های سینمایی فروش بیشتری داشته باشد و آماری باورنکردنی از خود به جای بگذارد. در ادامه با وینفون همراه باشید. این موضوع که بازی GTA V یکی از موفق ترین و پرطرفدارن ترین ...

درمان استرس با دکتر اوز

دکتر آز معاون رئیس و استاد جراحی دانشگاه کلمبیا و رئیس موسسه قلب و عروق نیویورک است و به خاطر برنامه معروف تلویزیونی اش درباره سلامتی مشهور است ، برنامه دکتر آز، سه بار پیاپی برنده جایزه امی شده است . به گزارش آلامتو به نقل از سایت آی بانو؛ وقتی که من مدرسه میرف ...

قول معاون سازمان برنامه و بودجه برای گران نشدن دارو

معاون سازمان برنامه و بودجه گفت: قول می دهیم با دلار ۴۲۰۰ تومانی، هیچ هزینه جدیدی به هزینه تهیه دارو در سبد خانوار ها تحمیل نشود.

حاتمی کیا: به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم

کارگردان فیلم سینمایی به وقت شام با بیان اینکه به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم و هدفم آشنایی مردم با داعش و مدافعان حرم بود گفت: مدافعان حرم بسیار مظلومند. ...

شهیدی که در جشنواره خانواده و نه معاون رئیس جمهور است.

شهیدی که در جشنواره فیلم فجر از خانواده او تقدیر شد، کیست؟

ابراهیم حاتمیکیا در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر ایران وزارت دفاع حسین خان غلامی بود در آغوش گرفت اما این شهید است ؟ شاهدان مدافع حرم کربلایی حسین خان غلامی در فتنه ۸۸ مجروح شدند. بعد از حضور در عراق در برخی از احکام از نوشتن در این شرایط بد اجتماعی و اقتصادی نیز رهبر ما فقط همین نیست که این اشاره به سوزاندن یک شهید برای مردم.... مردم را کلیک کنید. تولد تنها پسر خانواده پرچین هدیه ای از خداوند پس از ۹ سال پس از سوم خواهر, زمانی که بانوان مسلمان به عهد به رسالت پیامبر (ص) در سومین و آخرین فرزند خانواده در ششم فروردین ۱۳۷۳ در پایه پنجم سگ (امید) قرآن است.(پدرش افسر ارشد بازنشسته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و با درجه سرهنگ تمامی  با ۳۲ سال خدمت صادقانه است) مادرش به دلیل بیم از دوندگی های شناسنامه ای و با واسطه یکی از اقوام، به دلیل اصالت همدانی داشتن، شناسنامه وی را از همدان گرفت و به همین دلیل تاریخ تولد سجلی وی ۱۵ فروردین و صادره از همدان ثبت شده است.حسین معزغلامی (با شهرت های معز و غلامی) از ۱۵ ماهگی با انتقالی پدر به پایگاه قصر فیروزه تهران به تهران آمد و در سال های انتهایی خدمت ایشان، در محله بلوار فردوس اقامت گزید.ازهمان کودکی جذب نیروهای مسجدی و ائمه جماعات مساجد محل شده و در سال های ابتدایی حدود ۲ سال بطور آزاد درس حوزوی در محضر اساتیدی که از محضر آیت الله مجتهدی تلمذ می کردند، میخواند. حسین جان برکف رهبری و جانباز فتنه ۸۸ فتنه ۸۸ و دیدن گریه های سید مظلوم امام خامنه ای، حسین را که تنها ۱۵ سال داشت جذب بسیج کرد و در درگیری با عناصر فتنه در همان سال از ناحیه کتف آسیب دید که هرگز قابل درمان نبود.وی پس از آن مسئول حلقه صالحین بسیج شد و به اذعان اهالی محله، تاثیر شگفت انگیزی روی جوانان داشت. از جذب جوانان منحرف تا جلوگیری از اقدام به خودکشی دوستان و ...با رسیدن به سن دانشگاه و علیرغم برخورداری از رتبه خوب کنکور، وی که در دانشگاه امام حسین(ع)نیز شرکت کرده بود، در سن ۱۸ سالگی به این دانشگاه رفته و با طی مراحل علمی به بهترین نحو و با بالاترین نمرات، به انتخاب خود وارد سپاه قدس شد. در همان سال های دانشجویی به عنوان آموزش دهنده ارشد به عراق و سوریه اعزام شد و پس از اتمام تحصیلات، با عنوان مشتسار نظامی ۳ مرتبه به سوریه و یکبار به عراق اعزام شده و به خیل مدافعان حدود وطن با نام پر افتخار مدافعان حرم پیوست. رها کردن رفاه ومادیات دنیوی با لبخندیکی از همسایگان وی می گفت:به او گفتم تو از تمکن مالی خوبی برخوردار هستی و همه امکانات مادی برایت فراهم است و در رفاه زندگی می کنی، چطور می توانی این دنیا با آن همه زیبایی و تفریح را رها کنی و خانواده با محبتت را بگذاری و بروی، در جواب من فقط لبخند زد و پاسخی نداد!سرانجام در سومین اعزام به سوریه و در درگیری حما، حسین که تنها دو روز به تولدش مانده بود به آسمان ها پر کشید و به آرزوی دیرینه اش رسید. نحوه شهادت حسین در استان حماه سوریه۳ تیر به چشم چپ، گونه راست و همان کتفی خورده شد که در فتنه مصدوم شده و وی را به شهادت رساند.به دلیل موقعیت بد حضور وی در سنگلاخ، دندان ها و استخوان پایش نیز هنگام سقوط به زمین شکسته و پیکر وی چند  ساعتی تا برگشت به نیروهای خودی بر زمین مانده بود.هدیه خداوند در هشتم فروردین ماه به خاک سپرده شد و در جوار دوستان شیرمردش در قطعه ۵۰ بهشت زهرای تهران آرام گرفت. تحلیل وصیت نامه روشنگرانه شهیدحجت الاسلام پناهیان در تحلیل وصیت نامه وی به دو نکته شاخص وصیت این جوان ۲۳ ساله اشاره کردند:اول اینکه حسین تاکید داشته در شهادتش هیچ نهاد و ارگانی را مقصر ندانیم و این یعنی او صرفا برای ایران و مردمش و جمهوریت و اسلامیت ایران به دستور ولایت رفته است.دوم اینکه می نویسد در شرایط بد اجتماعی و اقتصادی نیز رهبر عزیزمان را تنها نگذارید که این نشاندهنده دلواپسی شهید برای ولایت، مردم و انقلابش است.عنوان سال با سفارش شهید که از مدت ها پیش نوشته شده، شباهت عجیبی دارد... خاطره ای از  دست نوشته های شهید درباره خان طومان وشهید علی آقا عبداللهی  روز عملیات آزاد سازی ارتفاعات مشرف به خان طومان علی که تو مخابرات کار میکرد تحمل نکرده بود و به قول خودش با سلاح و تجهیزاتش فرار کرده بود اومده بود تو روستای حمرهروز پر تلاطمی بودما جلو بودیمبه دستور مسلم برگشتم یه تعداد نیرو ببرم تزریق کنم روی تپه ای که روبروی قراصی بود. اون تپه مشرف به خان طومان بود و ما به سختی تونستیم تصرفش کنیم و بمونیم.وقتی برگشتم (به همراه یه ماشین دیگه و یکی دیگه از دوستان) دیدم علی وایساده  سر دوراهی.  تا مارو دید گفت کجا میری داداش؟گفتم میریم سمت خان طومانگفت میشه منم ببرید؟گفتم بچه ی کجایی؟گفت من عملیاتی ام.گذاشتنم مهابرات.فهمیدم عملیاته و بچه ها دارن اون جلو عرق میریزن و خون میدن نتونستم بمونم اونجا و فرار کردم اومدم. بهش گفتم مسئولتون اذیتت نکنه. گفت مهم نیست حالا شما منو ببرید یه کمکی بهتون کنمگفتیم پس بشین تو ماشینعقب تویوتا هم نزدیک ده تا سوری نشستن و رفتیمتو راه تیراندازی زیادی بودرسیدیم نیروها رو از تپه کشوندیم بالا و به علی گفتم نیروها رو از فلان جا بچین تک تک پشت یه موضع مناسب آماده باشن.واقعا با دل و جرات بود و ترسی نداشت از گولهتیراندازی خیلی زیاد بود. به نحوی که نمیشد تکون بخوریم.تو اون شرایط با فریاد گفتم داداش اسمت چیه؟ گفت علی.گفتم بچه هم داری؟ گفت اره اسمش امیره. گفتم پس ابوامیر صدات میکنیم.خیلی هم خوشحال شدظهر شد و وقت نماززیر گوله خمپاره و قناصه و تیربار دشمن یه نماز با پوتین و تیمم و نشسته ی مشتی خوندیم هممونتا عصر درگیری ادامه داشت و یکی از بچه هامون بصورت معجزه آسا تیر خورد از پشت سر و از زیر گونه ش اومد بیرون و الانم سالمه.ولی خداروشکر تلفات دیگه ای ندادیمشب که شد هوا خیلی سرد بود.روی اون تپه غیر از یک اتاقک خرابه چیزی نبود برای استراحت.مه همه جارو گرفته بودیه ماشین داشتیم تویوتای تک کابین که جای دونفر بود.سید و من و علی ایرانی بودیم و چهل تا سوری حدوداسید قبلا مجروح شده بود و سرما براش زجراور بودگفتیم نشست تو ماشینبه علی گفتم تو هم برو هر دوساعت جابجا میکنیم . هرکاری کردم قبول نکرد. یه بخاری بنزینی جیبی داشت و کیسه خوابم ازم گرفت و رفت زیر ماشین خوابید تا صبح. دیگه دوسه روز دیگه موندیم اونجا و مقاومت کردیم تا خان طومان بطور کامل آزاد شد و وارد خان طومان شدیم. اونجا هم خط تحویلمون دادن و نیرو گذاشتیم و هر شب سرکشی میکردیم با علی چند شب علی رفت توی اتاق دوربین از اونجا آتیش رو هدایت میکردبعد چند شب اومد گفت اقا من از یجا موندن تنفر دارمنمیرم دیگه تو اتاق دوربین و دوست دارم برم تو خط کار کنمبا صحبت حلش کرد خلاصه و دوباره با هم میرفتیم تو خط یه بار بهش گفتم تو هم داغون دنبال شهادتیاگفت نه. من برا شهادت نیومدم.اومدم خدمت کنم تا جایی که میتونم یه بار به خونه زنگ زد گفتم به امیر سلام برسون ابوامیرگفت خیلی دلم براش تنگ شدهتازه زبون باز کردهدوسه بار مشت و مالم داد تمام خستگی از تنم رفت بیرون.بچه ی ایثارگر و فدا کاری بود. دم از خستگی نمیزدیه بار بهم گفت فلانی چرا انقد لباسات کثیفه. گفتم کثیف بهتره و اصلا وقت نکردم لباس بشورمبه زور لباسامو دراورد انداخت تو لباسشویی دستی و برام شستشونخیلی شرمنده ش شدم اون روز تا یه مدت هم باهم بودیم تا اینکه بچه های اطلاعات شناسایی میگشتن دنبال نیروی جوون ما دوتا رو درخواست دادن که بریم برای کار گشتی شناساییخوشحال بودیم جفتمونکه مسئول لشگر اومد و با رفتن جفتمون مخالفت کردبار دوم که درخواستمون اومد علی رو موافقت کرد ولی منو نذاشت برم و اون روز جدایی خیلی بد بود. یه شب اومد پیشمون دیدم لباساش تا کمر گلی شدهفهمیدم شب قبل رفته بود شناساییپوتینشم داغون شده بودبهم گفت هروقت رفتی شهر یه پوتین خوب برام بخر پولشو میدمبعد دوروز رفتیم برای نیروها وسیله بگیریم و رفتم مغازه نظامی فروش ئ پوتیناش همه چینی بود و نگرفتمخلاصه مجبور شد از پشتیبانی پوتین بگیره و بپوشه(ناگفته نماند که از قیافه پوتینای پشتیبانی بدش میومد. هم علی و هم من. جفتمونم از تهران پوتین خودمونو برده بودیم) روحش شاد و راهش چراغ هدایت همگان باشد. انشالله منبع: شهید نیوز